تجارت ، فرصت، پیش بینی – قسمت اول

وصال مرداد ۱, ۱۳۸۹

مدت زیادی مطلب جدیدی ننوشتم، به دلایل مختلف که کلیشه ای ترینشون گرفتاری های روزمره می تونه باشه. اما امروز یه سوژه جالب پیدا کردم و با توجه به یک سری تغییر و تحول ها که این روزها بخش عمده مشغولیات ذهنی من شده، تصمیم گرفتم کمی در موردش بنویسم.

ماجرا از وبلاگ یک پزشک شروع می شه و مطلبی با عنوان فیس‌بوک ۱۵ میلیارد دلار نمی‌ارزد – ۱۵ دلیل منطقی خب عنوان مطلب آدم رو قلقلک می ده. مخصوصا این روزها که آوازه فیس بوک گوش فلک رو کر کرده یه همچین مطلبی واقعا خوندنی به نظر میاد. مطلب رو کامل خوندم و احساس کردم یه جاهایی با اصل جریان جور در نمیاد، مخصوصا قسمت مقایسه کاربران فیس بوک و مای اسپیس. اشتباه از من بود به تاریخ پست دقت نکرده بودم، ۱۳ آذر ۱۳۸۶ می شه گفت حدودا ۳ سال پیش. اما واقعا خوندن این مطلب خالی از لطف نبود. چرا؟

بررسی می کنیم!

دلیل ۱۵ ( از آخر به اول شروع شده بود) : با همه جار و جنجال‌های پیرامون فیس‌بوک در رسانه‌ها و
وبلاگ‌ها، مای‌اسپیس از نظر تعداد اعضا بر فیس‌بوک برتری دارد. به علاوه علاقمندان
فیس‌بوک نباید انتظار داشته باشند که سرعت رشدی بیشتری که فیس‌بوک در حال حاضر نسبت
به مای‌اسپیس دارد، برای همیشه ادامه پیدا کند.

- امروز کاربران فیس بوک از مرز ۵۰۰ میلیون رد کرده و کاربران مای اسپیس ۶۶ میلیون ( معادل ۱۳ درصد کاربران فیس بوک )

۱۴ – چگونه سایتی که درآمد سالانه آن ۲۰۰ میلیون دلار تخمین زده
می‌شود، ۱۵ میلیارد دلار قیمت‌گذاری می‌شود، یعنی ارزشی حدود ۷۵ برابر درآمدی که
می‌توان از آن در هر سال به دست آورد!

- درآمد اعلام شده برای فیس بوک در سال ۲۰۰۹ معادل ۸۰۰ میلیون دلار اعلام شده که یک رشد ۴۰۰ درصدی رو نشون می شه ( البته من اگر ۱۵ میلیارد دلار داشتم با خریدن فیس بوک خرجش نمی کردم )

۱۳- فیس‌بوک یک مدل تجاری طولانی‌مدت و سودآور را نمی‌تواند
تضمین کند. بیشتر درآمد فیس‌بوک در حال حاضر از محل آگهی‌های مایکروسافت تأمین
می‌شود، این در حالی است که به درستی مشخص نیست که مایکروسافت از محل این آگهی‌ها
چه میزان سود می‌برد.

- کاش سود تضمین نشده ما هم سالی ۸۰۰ میلیون دلار بود

۱۲- بعد از اینکه مایکروسافت مبلغ کلانی در فیس‌بوک
سرمایه‌گذاری کرد، استیو بالمر از پیش‌بینی ارزش فیس‌بوک خودداری کرد. به نظر
می‌رسد علاقه مایکروسافت برای سرمایه‌گذاری در فیس‌بوک بیشتر به منظور حفط یک سیستم
آگهی قابل توسعه باشد تا به دست آوردن پول.

- تجربه نشون داده مایکروسافت جایی نمی خوابه که آب زیرش بره

۱۱ – با وجود استقبال زیاد از شبکه‌های اجتماعی هنوز ارزش
تبلیغات در آنها به گونه‌ای نیست که قیمت‌گذاری ۱۵ میلیارد دلاری فیس‌بوک را توجیه
کند. تخمین زده می‌شود میزان درآمد حاصل از آگهی در شبکه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۱
به ۲٫۵ میلیارد دلار برسد. این عدد را مقایسه کنید با ۴٫۲ میلیارد دلاری که گوگل
تنها در سه ماه سوم سال ۲۰۰۷ به دست آورده است.

- خب همیشه پیش بینی ها درست از آب در نمیاد مخصوصا که در حال حاضر گوگل  دندونش رو حسابی واسه شبکه های اجتماعی تیز کرده.

۱۰- راه انداختن یک سایت با خصوصیات فیس‌بوک چندان سخت و دشوار
نیست. استیو بالمر در این مورد گفته است که فناوری‌های به کار رفته در فیس‌بوک را
تنها چند نفر در عرض چند سال نوشته‌اند، بنابراین در آینده می‌توانیم انتظار ورود
شبکه‌های اجتماعی دیگری مشابه فیس‌بوک داست.

- البته این یه قلم جنس شباهت زیادی به پیش بینی نداشت، چون بلاخره تجربه نشون داده اولین بودن یک امتیاز بسیار مهم به شمار می ره، مخصوصا برای اونهایی که بلدن چه طور از موقعیت ها استفاده کنند.

۹- علاقه کاربران اینترنت را در طولانی‌مدت نمی‌توان پیش‌بینی
کرد. معلوم نیست که درآینده کاربران به اندازه امروز از شبکه‌های اجتماعی استقبال
کنند. بسیاری بر این باورند که فیس‌بوک، سرنوشتی مانند Geocities پیدا خواهد کرد و
حکم یک حباب دیگر را در عالم اینترنت خواهد داشت. به علاوه قابلیت‌های شبکه‌های
اجتماعی می‌توانند با سرویس‌های اینترنتی دیگر ادغام شوند. چندی پیش مقاله ای در
مورد inbox 2 یاهو خواندم که در آن نوشته شده بود که
احتمالا به زودی به سرویس‌های میل، کارایی شبکه‌های اجتماعی اضافه خواهد شد.

- خب این مورد تا حدودی درست بود و شاید هنوز هم درست باشه، و اینکه شرکت هایی مثل فیس بوک، یاهو و یا حتی گوگل مثل یک حباب هستند، البته بعضی ها مثل گوگل میخ محکم تری کوبیدند و بعضی ها مثل یاهو یواش یواش در حال کوچک شدن هستند ولی ظاهرا حباب فیس بوک فعلا قصد ترکیدن نداره

۸- هیچ کس نمی‌تواند وفاداری کاربران را به یک سرویس اینترنتی و
یا شبکه اجتماعی تضمین کند. بنابراین همانگونه که کاربران از Friendster به
مای‌اسپیس مهاجرت دست‌جمعی کردند در آینده امکان دارد یک مهاجرت دیگر از فیس‌بوک به
مقصد یک سایت و شبکه اجتماعی دیگر صورت بگیرد.

- به نظرم این مورد همون دلیل ۹ بود با یه شکل دیگه

۷- فیس‌بوک نتوانسته نسخه‌های محلی و منطقه‌ای خود را مانند
مای‌اسپیس ایجاد کند.

- خب الان اوضاع فرق کرده، حتی زبان فارسی هم اضافه شده!

۶- فیس‌بوک یا چندین تهدید و چالش قانونی روبرو است. شاید
مهمترین آنها از جانب همکلاسی سابق «مارک زوکربرگ» باشد. او شکایت کرده است که
زوکربرگ ایده او را دزدیده است، من قبلا در یکی از پست‌های این وبلاگ به صورت مشروح
در این مورد نوشته‌ام.

- تا حالا که زورشون نرسیده، بعد از این هم خدا می دونه، هر چند اینجور دعوا ها همیشه بوده، به هر حال مفت خور زیاد هست، خود من به عنوان یه برنامه نویس گمنام که شاید تعداد افرادی که منو بشناسن جمعا به ۲۰ نفر نرسه تا حالا با ۲ تا شرکت تهرانی وارد جدال حقوقی شدم، حالا هر چی به اون ۲ تا شرکت رسید به شاکیان فیس بوک می رسه انشالله :D


۵- در حالی که به تازگی یک میلیاردر هنگ‌کنگی مبلغ کلانی در
فیس‌بوک سرمایه‌گذاری کرده است، به درستی مشخص نیست که فیس‌بوک چگونه از
سرمایه‌گذاری‌هایی از این دست استفاده خواهد کرد.

- خب البته مشخصه یک میلیاردر کسی نیست که قلکش رو شکونده باشه و پولاشو جمع کنه بیاد سرمایه گزاری هنگفت کنه بدون اینکه مشخص باشه پولش قراره چطوری خرج بشه!

۴- فیس‌بوک به تازگی قصد راه انداختن یک پروژه تبلیغاتی به
عنوان Beacon را داشت که حریم خصوصی کاربران را نقض می‌کرد، چرا که کارها و
خریدهایی که یک کاربر مثلا در سایت آمازون انجام داده بود، در پروفایل فیس‌بوک او
منعکس می‌شد.

- این ایراد جزء موارد گیر های بنی اسرائیلی دسته بندی می شه، به هر حال درسته که این کار به نوعی تجاوز به حریم خصوصی افراد به حساب می یاد، و البته یک مقداری ضایع هم به حساب می یاد، مثلا شما مجرد باشید و بر حسب اتفاق یه سری لوازم مربوط به اونایی که متاهل هستند از آمازون بخرید و این اقلام هی کنار پروفایل شما خود نمایی کنند. به هر حال فعلا خبری از این پروژه نیست، شاید فیس بوک هم به همین نتیجه رسید که این کار واقعا بده.

۳- معلوم نیست که فیس‌بوک می تواند رابطه استواری با
بازاریاب‌ها داشته باشد یا نه. گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه فیس‌بوک حتی به
آگهی‌دهندگان در مورد پروژه Beacon  دروغ گفته است. کوکاکولا همکاری‌اش را با
فیس‌بوک متوقف کرده است.

- این مورد خیلی جالب بود، حالا من از چند وچون قضیه در گذشته و ارتباط کوکا و فیس بوک خبر دقیقی ندارم، ولی با دیدن فن پیج رسمی کوکا کولا در فیس بوک به این تیجه رسیدم که گذشت زمان خیلی چیز ها رو عوض می کنه!

۲- فیس‌بوک به وسیله مارک زوکربرگ ۲۳ ساله با همکاری ۳۵۰ کارمند
رهبری و هدایت می‌شود. زوکربرگ هیچ تجربه تجاری قبلی ندارد. گرچه سن و تجربه لزوما
جزو خصوصیات یک مدیر لایق نیست ولی نشانه‌هایی از بی‌تجربگی‌های زوکربرگ وجود دارد
مثلا او در کارت ویزیتش از عباراتی نامعمول استفاده می‌کند و برخی او را از لحاظ
شخصیتی یک آدم متکبر، بی‌ملاحظه و ایدئولوژیک ارزیابی می‌کنند. سیستم‌خبری
ناامیدکننده فیس‌بوک، سیستم آگهی ناموفق Beacon ، تعامل ضعیف این شرکت با برندهای
مشهور، همه حاکی از ضعف‌های مدیریتی هستند.

- طبق همون جریان گذشت زمان می تونیم نتیجه بگیریم یا زوکربرگ تو این ۳ سال گذشته به شدت متحول شده یا واقعا روش مدیریتش ایراد خاصی نداشت.

۱- امکان فضولی کردن و کنجکاوی در اعمال دیگر کاربران poke،
شاید یکی از انتقاداتی باشد که به فیس‌بوک وارد است.

دیگه خستم شد. راستش قصد من جواب دادن به این ایراد ها نبود. بلکه بیشتر این نکته برای من جالب بود که فیس بوک با وجود این مدل پیش بینی ها و بد گمانی ها، همچنان پر طرف دار ترین و موفق ترین شبکه اجتماعی در دنیاست و خیلی ضروری می دونم در مورد علت ها و روش های موفقیت فیس بوک بیشتر تحقیق کنم. ۳ سال پیش اگر من این مطلب رو می خوندم نظر خاصی نداشتم و شاید حتی نظر منفی نسبت به فیس بوک پیدا می کردم. ولی امروز این دلایل حداقل برای من بیشتر شبیه جک هستند.

نتیجه گیری نهایی : هر چند به قول رایج هیچ کس از آینده خبر دار نیست، اما همونطور که شاهد هستیم عده ای با جدیت مشغول برنامه ریزی برای آینده هستند و این وسط بر حسب اتفاق! با سرعت بسیار زیادی  نیمه خالی لیوان را پر کردند.

در قسمت بعدی سعی می کنم بیشتر در رابطه با عوامل موفقیت فیس بوک و معادل های وطنی مطلب بنویسم. در حال حاضر مطالب زیادی به ذهنم رسید که بعد از یک مقدار بالا پائین کردن در قسمت دوم می نویسم.

موفق و پیروز باشید

Tags: , ,

نظرات (۵)

 

  1. حجت می‌گه:

    اگه تحقیق کردی و به نتایج به درد بخوری رسیدی حتما خبرمون کن…

  2. امیر می‌گه:

    متاسفانه اخیرا زیاد حال و حوصله فیس بوک و امثال اون رو ندارم، همون gmail و google talk ما را بس است ولی با این حال منتظر قسمت بعدی تحقیقت هستم، شاید قابلیتهای جدیدی از این شبکه ببینم که دوباره ترغیب بشم روی wall ملت چیز بنویسم.

  3. آرمان می‌گه:

    مهمترین علت پیشرفت فیسبوک پیاده‌سازی ویژگی‌هایی بود که در دیگر معادل‌های آن یافت نمی‌شد. برای نمونه، فیسبوک اپلیکیشن‌ها، کمک شایانی در پیشرفت فیسبوک داشتند و دارند. نگاهی به نمونه‌های تجاری که از این ویژگی برای جذب مخاطب بالطبع درآمدسازی بهره می‌برند گواه روشنی برای این مدعاست. نمونه‌های چون سایت flixster و یا اسکریپت فروشگاه‌ساز shopigniter.

  4. تورج می‌گه:

    مطلب خوب و جالبی بود. امیدوارم این دفعه زودتر و سریعتر آپ کنی. من که به شخصه با فیسبوک خیلی حال میکنم.

ارسال نظر

Flickr Digg Yahoo! Technorati MySpace Delicious RSS